گفتگو با امام زمان (عج) :

اگر از بالا به دنیا نگاه کنیم بی عدالتی زیرپایمان قرار میگیرد و اگر از پایین به آن نگاه کنیم عدل بالای سرمان .
من به دنبال روزنه ای می گشتم تا بتوانم از داخل آن حق و عدالت را سر جای خودش دید . اما چه کسی می توانست این روزنه را بگشاید . این کار در توان کسی یافت نمی شود جز حضرت مهدی (عج) .
اما چطور می توانستم او را بیابم و سوال هایی که در ذهنم ریشه گسترانیده بود را بپرسم .شنیده بودم که اگر چهل شب به مسجد جمکران بروم سعادت ملاقات نصیبم میشود .من این کار را کردم روز آخر بود که به انتظار نشسته بودم اما ملاقاتی حاصل نشد و من خسته و دل شکسته به خانه بر گشتم. ناخودآگاه به سمت گلدان ها رفتم به آنها آب دادم بوی گل نرگس همه جا را فرا گرفته بود اما ما که گل نر گس نداشتیم . بو از پشت سرم می آمد برگشتم و دیدم کسی ایستاده و به من لبخند میزند.
بقیه را در ادامه مطلب مطالعه کنید...
گفتگو با امام زمان (عج) :

اگر از بالا به دنیا نگاه کنیم بی عدالتی زیرپایمان قرار میگیرد و اگر از پایین به آن نگاه کنیم عدل بالای سرمان .
من به دنبال روزنه ای می گشتم تا بتوانم از داخل آن حق و عدالت را سر جای خودش دید . اما چه کسی می توانست این روزنه را بگشاید . این کار در توان کسی یافت نمی شود جز حضرت مهدی (عج) .
اما چطور می توانستم او را بیابم و سوال هایی که در ذهنم ریشه گسترانیده بود را بپرسم .شنیده بودم که اگر چهل شب به مسجد جمکران بروم سعادت ملاقات نصیبم میشود .من این کار را کردم روز آخر بود که به انتظار نشسته بودم اما ملاقاتی حاصل نشد و من خسته و دل شکسته به خانه بر گشتم. ناخودآگاه به سمت گلدان ها رفتم به آنها آب دادم بوی گل نرگس همه جا را فرا گرفته بود اما ما که گل نر گس نداشتیم . بو از پشت سرم می آمد برگشتم و دیدم کسی ایستاده و به من لبخند میزند.
- گفتم آقا جان بلاخره ما را قابل ملاقات دیدید و به دیدنم آمدید ؟
- فرمود: من سر قرار آمدم تو مرا ندیدی ،
- گفتم چطور ؟
- فرمود: من همان کسی بودم که کنارت ایستاده بودم و تو مدام به من سوقلمه میزدی تا من دور شوم و جایت باز شود و من این کار را کردم .
شرمنده شدم و از این که در لحظه وصال دیدار باز هم به منفعت خودم فکر می کردم خجل زده شده بودم . با همان حس شرمندگی از آقا خواستم تا به سوال هایم پاسخ دهد، ایشان هم قبول کرد .
- پرسیدم آقا جان مردم با جان و دل منتظرتان هستند پس علت این همه تاخیر در آمدنتان چیست؟
- فرمود: مطمئنی با جان و دل در انتظارند؟ من از مردم خواستم تا برای فرج من بسیار دعا کنند و اگر نیمی از این مردم که مشتاق دیدارند و از ته دل دعا می کردند حتما از زمان غیبت کاسته می شد . آمدن من به همدلی و خلوص نیت میان شما بر می گردد، من به دنبال سرباز واقعی می گردم.
- اما من مردم بسیاری را می شناسم که به رستگاری معروفند؟
- به رستگاری معروفند یا به رستگاری عمل می کنند ،بین عرف و عمل فاصله ی زیادیست .

دستخط منسوب به امام زمان(عج)
- یعنی هیچ کس در این دنیا وجود ندارد که سرباز واقعی باشد؟
- فرمود: چرا وجود دارد اما نه همه ی کسانی که فکر می کنند. یک سرباز واقعی هیچ وقت پایش نمی لرزد ، ذات همه شما پاک است و شما را به نکویی فرا می خواند به ندای درونتان گوش می دهید و به دنبال خوبی ها می روید آنگاه من شما را پیدا میکنم و به دنبالتان می آیم، اما ترفند های دنیوی در وسط راه پای شما را می لغزاند و راه شما را عوض می کند .
من همانجا شما را گم می کنم و افسوس می خورم و میگویم ای کاش محکم تر قدم بر میداشت تا جای پایش بر زمین میماند و من از رد پایش میتوانستم پیدایش کنم. آری اگر قدمتان استوار ودیدتان به هدف باشد انوقت هیچ چیز نمی تواند در مسیر راه مانع شما شود .
- یعنی اعمال بد باعث از بین رفتن نکویی ها میشود ؟
- این دو مانند طنابی انسان را به سمت خودشان می کشند بستگی دارد کدام قویتر باشد و در آخر آدمی کدام طرف قرار گرفته باشد، ممکن است یک لحظه غفلت آدمی را که سالهاست در سمت خوبی ها بوده ،به سمت بدی ها بکشاند، طوری که خیلی سخت بتوان از آنجا خارج شد . هر لحظه ی زندگی مهم است و باعث رقم زدن تقدیر و سرنوشت می شود و از شما پاک و ناخالص می سازد ،پس بی توجه ازش نگذرید .
- سرورم چطور متوجه میشوید مرید واقعی کیست ؟
- فرمود: تشخیصش سخت نیست خود مدعیان با اعمالشان گفته ها را ثابت یا نقض می کنند، مثلا کسی که با خواهش و التماس با ماموران من همراه شده تا مرا ملاقات کند اما در وسط راه با بارانی شدن هوا مردد میشود و می گوید : جنس هایم بیرون مانده اگر دیر برسم زیر باران از بین خواهد رفت ،به آقا بگویید در اولین فرصت ،به حضورشان می رسم. در صورتی که روزی صد بار جان و مالش را فدای یک لحظه ی دیدار میکرد.
یا عده ای که برای ملاقات آمده بودند و با صدا کردن دو نفر به داخل و بریدن سر گوسفندانی که کسی آنها را ندیده بود ،همه در یک چشم به هم زدن ناپدید شده و با دیدن خون گوسفندان در راه آبی که از جلوی پایشان می گذشت به یکدیگر گفته بودند که هر کس به دیدار آقا برود آقا سرش را می برد و در یک لحظه همه فرار می کنند. این است باور مردم نسبت به من.
- آقا جان میتوانم بپرسم شما بیشتر کجاها هستید ؟ چطور میتوان در کنار شما قرار گرفت؟
- من جایی هستم که حق مظلومی گرفته می شود و به دستش می دهند، من جایی هستم که کسی بی مزد و منت به دیگری کمک کند، من همانجایی هستم که آن آهنگر قفل پیرزن را به قیمت واقعی خودش می خرد و فقط منفعت خودش را در نظر نمیگیرد .من همان جایی ام که روضه ی عمویم عباس را می خوانند ،برای دیدن من چهل شب عبادت لازم نیست ،یک کار کوچک با نیت خالص مرا به شما نزدیک میکند ،آن وقت لازم نیست شما به دنبال من بیایید ،من خودم شما را پیدا می کنم، کنارتان می ایستم و به خدا لبخند می زنم .
- ای منجی عالم میشود درمورد رابطه ی معنا داری که میان شما و امام حسین وجود دارد توضیح دهید؟
- در تاریخ ظلم های بسیاری صورت گرفته که بیشترینش در حق جدم حسین انجامید ،با تمام شدن غیبت من با توان و قدرتی که خداوند عطا کرده ریشه ی ظلم و ستم را از بین خواهم برد.
کمی به فکر میروم و بر میگردم از آقا تشکر کنم ،اما کسی در آنجا نبود. اصلا من که آقا را ندیده بودم یا هنوز به مسجد جمکران نرفته بودم ،پس جواب این همه سوال را چه کسی به من داد، نگاه به دستانم می اندازم پر از کتاب هاییست در مورد کسانی که امام زمان را ملاقات کرده اند . من جواب سوالهایم را از داخل آنها پیدا کرده بودم اما هنوز آرزوی یک دیدار واقعی در دلم هست و امیدوارم اگر روزی آقا مرا پیدا کرد دیگر گم نکند .
.: Weblog Themes By Pichak :.